چگونه با وجود گرانی و قیمت دلار باز هم ایمانمان را حفظ کنیم؟!
خیلی دوست دارم که مقاله ( گرانی و قیمت دلار ) را با این شعر مولانا شروع کنم:
ای نسخه نامه الهی که توئی.
وی آینه جمال شاهی که توئی.
بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست.
از خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی
با وجود تغییرات خوبی که در نتیجه داشتن آگاهیهای الهی (آگاهی از قانون جذب) نصیبمان شده، اما وقتی اخبار گرانی و قیمت دلار را میشنویم و در این زمینه با خودمان فکر میکنیم…
فکر میکنیم حالا که دلار گران شد، دیگر درآمدمان کفاف هزینههای زندگیمان را نخواهد کرد و افکار مشابهی که به ذهنمان میآید، همه و همه باعث میشوند حالمان بد شود، احساس ناراحتی کنیم، احساس کنیم در رنج هستیم، هزینههای زندگی، کمبود درآمد و … که همگی حاصل گرانیهاست، تمامی ایمان و نتایج خوب قبلی را هم از ذهنمان میشوید و پاک میکند!!
چرا نتایج خوب قبل را فراموش میکنیم؟
چون طبیعت ذهن همین است، همچنان که طبیعت گرگ درندگی است، طبیعت و مُدل آفرینش ذهن هم همین است که یکسره کمبودها و مشکلات را نمایش دهد تا خدایناکرده انسان با مشکل روبرو نشود و نیز دراینبین تمامی خوبیها، خوشیها و نکات مثبت را از یاد شما ببرد…
در جلسه اول دوره فوقالعاده بازگشایی روح من به این نکته اشارهکردهام که اگر بر چیزی تمرکز کنید آن را جذب میکنید و باور میکنید که واقعیت همان است،
یعنی اگر مدتها مطالعه کنید در خصوص موضوع طلاق، از فردا اغلب افرادی که میبینید افرادی هستند که طلاق گرفتهاند و این مشاهدات به شما کمک میکند که این باور که طلاق زیاد است را تقویت کنید.
یعنی باورها ابتدا با یک توجه کوچک که آگاهانه هم نیست شروع میشوند و بعد کمکم این باور تازه شکلگرفته با توجههای کوچک شما، شما را وارد فرکانس آن موضوع میکند و چون وارد آن فرکانس خاص شدهاید آن شرایط و موقعیتها را میبینید که همین مشاهدات باعث اثبات هر چه بیشتر آن باور کوچک میشود…
باورها از تکرار یک توجه ناآگاهانه کوچک به وجود میآیند!
ادامهی مقاله در: https://razejazb.ir/the-expensive-and-the-price-of-the-dollar